|
|
| |
|
|
در آينه خودی ۵ اسفند ۱۳۸۶
پرینت ایمیل
به قلم/ نور محمد امرا از نياكان به ما نصيحتی رسيده كه ای كاش گوشواره گوشهايمان می كرديم: "يك سوزن بخود ويك جوالدوز به ديگری"! متأسفانه روند نقدگرايی ما اسلامگرايان هميشه سعی داشته مسئوليت را بر گردن حكومتهای دست نشانده ومزدور و دشمنان دين وآيين گذاشته خود از بار سنگين مسئوليت شانه خالی كند. غافل از اينكه نيش عقرب ودرندگی گرگ اقتضای طبيعت او بوده وهست، اما جای سؤال اينجاست كه چوپان كجا بود؟! دنيای اسلام در صحنه دو قطبيت دچار اضطراباتی در روند كاری حركتهای اسلامی بود. برخی سلاح بدست تلاش در ميدان معركه را تنها راه رسيدن به رضايت الهی معرفی كردند ولی چون درايت كاملی از واقعيت جامعه ونيروهای دسيسه گرای پشت پرده نداشتند هميشه ثمره جهادشان را دشمن برداشت می كرد. وبدينصورت خون جوانان مسلمان همواره در راستای به تحقق رسيدن اهداف دشمنان ريخته می شد. به قلم/ نور محمد امرا از نياكان به ما نصيحتی رسيده كه ای كاش گوشواره گوشهايمان می كرديم: "يك سوزن بخود ويك جوالدوز به ديگری"! متأسفانه روند نقدگرايی ما اسلامگرايان هميشه سعی داشته مسئوليت را بر گردن حكومتهای دست نشانده ومزدور و دشمنان دين وآيين گذاشته خود از بار سنگين مسئوليت شانه خالی كند. غافل از اينكه نيش عقرب ودرندگی گرگ اقتضای طبيعت او بوده وهست، اما جای سؤال اينجاست كه چوپان كجا بود؟! دنيای اسلام در صحنه دو قطبيت دچار اضطراباتی در روند كاری حركتهای اسلامی بود. برخی سلاح بدست تلاش در ميدان معركه را تنها راه رسيدن به رضايت الهی معرفی كردند ولی چون درايت كاملی از واقعيت جامعه ونيروهای دسيسه گرای پشت پرده نداشتند هميشه ثمره جهادشان را دشمن برداشت می كرد. وبدينصورت خون جوانان مسلمان همواره در راستای به تحقق رسيدن اهداف دشمنان ريخته می شد. برخی ديگر از مسلمانان تنها راه رسيدن به اهداف والای اسلامی را در مشاركت با نظامهای حاكم بر جامعه دانسته با معركه انتخابات جهاد خود را تجلی دادند. اينان نيز در كمال سذاجت بجای آنكه سياست را اداتی قرار دهند در خدمت ديانت، دين را وسيله ای قرار دادند برای پيروزی در ميدان سياست! وبدينصورت دين را ضايع كرده به سياست نيز دست نيافتند وشدند چون؛ آن كلاغی كه در آرزوی آموختن راه رفتن كبك راه رفتن خودش را فراموش كرد! امام ابو الأعلی مودودی يكی از شاخصترين مفكرين جهان معاصر است كه پس از اينكه كاركرد جهاد اسلامی را در كتابش برنامه ريزی نمود جماعتش را بر خط مشی سياسی اجتماعی اقتصادی وفرهنگی روشنی قرار داد. اين ديدگاه شمولی در فعاليتهای اسلامی متأسفانه در بيشتر موارد حتی در جماعتهای جهانی واسلامی بزرگی چون جماعت اخوان المسلمين وجماعت اسلامی بسيار كمرنگ بچشم می خورد! آورده اند كه روزی ايوب خان ژنرال ديكتاتورمنشی كه مقاليد حكم را در پاكستان بدست داشت مولانا مودودی را به قصرش خوانده با كمال احترام از او پذيرايی نموده بدو نصيحت كرد كه: جناب حضرت مولانا شما انسان بسيار والا مقام ومؤمن وبا فرهنگی هستيد وسياست ميدانی است بسيار پليد وزشت، وشايسته چون شمايانی نيست كه خودتان را در اين ميدان پست آلوده كنيد. ما برای شما دانشگاه بسيار بزرگی را ترتيب می دهيم تا شما در آنجا آينده سازان اين مملكت را تربيت كنی! وآورده اند كه مولانا ابو الأعلی در جواب او گفتند: آری! سياست ميدانی است پليد واگر چنانچه پاكان از دنيای سياست بدور نگه داشته شوند هميشه پليد خواهد ماند، بايد پاكان نيز بدين ميدان آيند تا آنرا پاكيزه گردانند! ومی گويند ايوب خان سربازانش را دستور داد تا حضرت مولانا را با طرزی بسيار زشت وزننده از قصرش راندند. آنگاه با صدايی پرخاشگرانه به او گفت: آهای مودودی! پس بدان كه بازی سياست از همينجا شروع می شود! به نظر می رسد كه مسلمانان سياسی منش اسلامگرا از اين واقعه تاريخی درس نگرفته هنوز هم ره به تركستان می برند! ترسم كه به كعبه نرسی ای اعرابی اين ره كه تو می روی به تركستان است هنگامی كه طالبان با تمام سذاجت وسادگی خود صحنه سياسی افغانستان را در دست گرفتند وامنيت وآرامش نمونه ای را برای كشور خود به ارمغان آوردند، حركتهای اسلامی نيز همگام با تبليغات غربی شروع كردند به زدن طبل نقد ستيزي، ومسأله تعليم وآموزش زنان وحقوق زن وكار زن شاخصترين نقدهای آنان بود. وكسی نپرسيد كه در سايه فقر وناداری وجنگ وستيز افغانستان كه پايين ترين سطح زندگی زير سؤال است ومردان از بیكاری وجهل رنج میبرند آيا مطرح نمودن حقوق زنان وتعليم زنان بيشتر به سفسطه گرايی نمی ماند؟! وآيا حركتهای اسلامی ای كه سالها با موسيقی منافقانه ی رهبران جهادی افغانستان ساختند وسالها اميد توافق بين آنان را از دست نداند از اينكه با طالبان كنار آيند وآنانرا نيز زير چتر نصيحتگرانه وتصحيح پدرانه خود قرار دهند عاجز بودند؟! وما در كمال وضوح شاهد تغيير وتحولات فطری وطبيعی بسيار سريعی در روند كاری وسياسی حركت طالبان در نتيجه آگاهی با جهان معاصر بوديم. وامروز استفاده تكنيكی طالبان از اعلام ورسانه های گروهی پس از تحريم مطلق آن، وبيمارستانهايی كه طالبان برای زنان داير كرده اند وهمه پزشكان وپرستاران آنها زن هستند شاهد گويايی است از تطور فكری طالبان! در مقابل اين پيشرفت طالبان پسرفتهای جماعتهای سياسی اسلامی را بنگريد: در ساعاتی كه بيش از دو هزار دختر بچه خردسال در پايتخت پاكستان در جامعه حفصه در كوره های آدم سوزی ديكتاتور "ژنرال مشرف" زنده زنده به زغال تبديل می شدند، رهبران جماعتهای اسلامی اين كشور شكمهای خود را بر دوش انداخته با لبخندهايی كه به زوزه گرگ بيشتر شبيه بود راهی لندن بودند تا با "نواز شريف" كه ديروز او را دزد و راهزن معرفی می كردند برای دست يافتن به چند كرسی به تفاهم برسند. عجبا! چه مفلسند آن گدايانی كه از گدا گدايی می كنند! ای كه تو از ظلم چاهی می كَنی دان كه بهر خويش دامی می كَني.. همه ما شاهد اين صحنه های هولناك بوده وهستيم، وبسياری از روشنفكران اسلامگرا نيز بسياری از خللها را در روند كاری جماعتهای اسلامی احساس می كنند ولی از ترس اينكه مبادا بعنوان فتنه گر ودست نشانده و.... معرفی شوند، با تلخ كامی لب سكوت را با دندان مصلحت گاز گرفته خاموشی را اختيار می كنند. ودر حقيقت اين بيماريی است بسيار خطرناك كه از حكومتهای منطقه به عموم مردم جهان سوم سرايت نموده، در كشورهای متخلف ما هر كسی دم از نقد سياستهای حكومتی بزند فوراً بعنوان دست نشانده ومزدور وخود فروش ومخالف با شرع مبين اسلام و دشمن ولايت فقيه... معرفی شده مورد مجازات قرار می گيرد، در حاليكه نقد طلبی يكی از شاخصه های تفكر اسلامی است، ونقد بنا همواره باعث پيشرفتهای چشم گيری در تاريخ اسلامی بوده است. واين از جمله افتخاراتی است كه جهان خون آشام غرب در عصر تاريكيش از ما به ارث برد. وامروز ما به چشم خود شاهد جنگهای سرشكنی در داخل پارلمان اسرائيل، واعتراضات وبرخوردهای سياسی بسيار تندی در آمريكا، وفيلمهای انتقادي بسيار شديدی از وجود آمريكا در عراق وافغانستان، وتظاهراتهای ضد سياستهای عام كشوری در بريطانيا وآمريكا و.... هستيم كه از همه اينها در راستای مصالح وپيشرفت كشورهايشان و در راستای بدست آوردن منافع ملی بيشتری از كشورهای جهان پس مانده استفاده می شود. پس آيا وقت آن نرسيده كه در را به روی نقد بنا باز كنيم وخود را با آينه خودی اصلاح نمائيم. ای بسا ظلمی كه تو بينی از كسان خوی تو باشد در ايشان ای فلان
310 نمایش |
|
|
|
|